برگشتم

سلام دوست جونا بنده برگشته شدم.

مسافرت بدی نبود. جمعه ساعت ١ ظهر رسیدیم قشم. رفتیم هتل مستقر شدیم و استراحت و بعدش با رئیس و همسرش رفتیم درگهان.

چون من بسیار خسته بودم فشارم فرتی اومد پائین و زود برگشتم و توی ماشین نشستم.

شبش هم با اجازتون از ترس تنهایی خوابم نبرد.

فردا هم تا ساعت ٢ درگیر کارهای اداری بودیم. بعدش رفتیم نهار و بعد هم هتل و خرید و از همین موارد.

فردا صبحش هم با لنج یا به قول راننده آژانسه اتوبوس دریایی رفتیم بندر عباس. تا ٢ ظهر هم درگیر کارهای اونجا بودیم و بعد ظهر هم با همسر رئیس جان یه سری رفتیم بیرون و یه کمی خرید و تعدادی سکه برای هدیه ( در سیستم دولتی نمیدونم بهش چی میگن) نیشخند بعدشم هتل و عصر هم فرودگاه و ساعت ١٠ رسیدیم تهران و تا اومدیم خونه شد ١١.

تیم والیبال بانوان هم با ما همسفر بودن و کاپ گرفته بودن. در تمام طول پرواز انقدر از خودشون سر و صدا دروکردن که این اقایون خسته ردیف جلوی ما موهاشون سیخ شده بود بدبختها از فرط عصبانیت.

جوجو هم انگار اومده بوده استقبال ر ض ا ز ا د ه برام گل آورده بود.

فکر کنم بچم دلش برام تنگ شده بود احساساتش قلیان کرده بود.

دیشب هم چون مامان ها به تفاهم نرسیدن که من اول برم خونه کدومشون که ببیننم ، مادر شوهرم مامانم اینا رو دعوت کرد و دیشب هم ما اونجا بودیم و جوجو هم درصد عشق و علاقه اش زد بالا و با هم دعوامون شد. اصلاً هم نفهمیدم یکدفعه چی شد.

با همه قهر کرد و رفت لالائید.

آهان یادم اومد، مادر شوهرم و مامانم برای نی نی خاله ام سفارش اسباب بازی داده بودن. برای مادر شوهرم یه قطار خریدم و برای مامانمم یه کشتی کج کار و برای خودمم یه ماشین آتیش نشانی.

موقع خرید هم زنگ زدم و ازشون پرسیدم و اوکی گرفتم.

وقتی اومدم مامانم گفت چرا چیزی که برای مادر شوهرت خریدی انقدر گرونه و کار خوبی نکردی. منم به مادر شوهرم گفتم چون شما سفارش ماشین بلدوزر و از این چیزا داده بودی بیا ماشین منو بردار. مامانم هم گفت قطار برای تو هم سنگینه. قطار رو بده به من کشتی کج رو بردار و اوکی دادیم. بعدش جوجو قهر کرد که چرا قطار رو ندادین به مامان. منم گفتم برو با مامانت صحبت کن اگر قطار رو میخواد میدیم بهش ما برای اینکه بهش فشار نیاد برای عوض کردیم. جوجو هم گفت فعلاً حوصله ندارم و پشتش رو بهم کرد. منم ناراحت شدم و رفتم به مامانش گفتم بیا قطار رو بردار نی نیتون قهر کرده. مامانم هم نشسته بود و فهمید. البته همه دیگه به این بچه بازیها و خاله زنک بازیهای همسر عزیز تر از جانم عادت کردن.

به درک. دیگه جدی جدی حوصله این بچه بازیها رو ندارم.

خلاصه این هم شرح سفر.

از کمد هم فعلاً خبری نیست نیشخند

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

رسیدن به خیر... یعنی سر اسباب بازی قهر کردین... ای بابا چه حوصله ای داره همسرت.. حالا چه فرقی میکنه چی مال کی باشه...

ستایش

نیلویی کجایی؟؟

نیلوفر

سلام عزیزم رسیدن به خیر بی خیال بابا شب عیده یه ذره بهتر اینقدر ناز نکنین دیگه . کمدم درست می شه خدا بزرگه.

امیــــر

تازگی ها کم پیدا شدی یه شعر گفتم در حد تیم ملی !! بیا بخون نظر بده

مامان تاتمه

سلام به نیلوفر رضا زاده ی عزیز[نیشخند] نه به اون گل و بلبلش نه به اون قهر و قرضش[خنده]خدایی کلی داری با جوجو خان حال میکنی هااااا برای آقا پیسر من چی سوخاتی آوردی[متفکر]اگر هم نیاوردی دفعهی بعد کارت سنگین تر میشه و باید دو تا بیاری[مغرور] ولی سر جدت به جوجو نشون نده که دوباره درجه عشقش میزنه بالا[نیشخند] من و بچم رو وارد این جنگ و دعواهای خونوادگی نکن سر جدت تازشم خاله نیلو جون از اسم آقا پسر پرده برداری شد[پلک]

امیــــر

تو که روشن فکر بودی !![زبان] هرکی دلبری می کنه - هر کی دلبری نمی کنه دل ما خیلی وقته برده شده چیزی ازش نمونده که کس دیگه بیاد ببردش !! تازگی ها که گرفتاریم بیشتر شده و خیلی وقت ارتباط با وبلاگ نویس ها رو ندارم مخاطب کمی داشتم تا زدم فاز افسردگی - مخاطب زیاد شد !![تعجب][ناراحت]

ارکیده

از دست رضازاده کلی خندیدم .. راستی نگفتی قشم قیمتا چطور بود؟

امیــــر

[تعجب] من از دل و برده شدن و این چیزا نگفتم درباره نسل سوخته و بدبخت خودمون گفتم که هرچی بیشتر تلاش می کنی عایدی کمتری داری روزگار بدی شده که به صاحبان فکر و خلاقیت و تخصص اهمیت داده نمیشه و فقط چابلوسان . یاوه گویان . احمقان . دروغگویان مهم می شوند و پیشرفت می کنن برای استفاده از تو یه سراب و خیال برات می سازن وقتی به منظورشون رسیدن ... تمومه .... کلا منظور من از این شعر این چیزا بود یه جورایی انتقادی - سیاسی بود !!!!!!!!!!!!!

امیــــر

میبینم که میبینمنت ! امروز ولویی در اینترنت تازگی ها این چیزا برام مهم نیست دارم دعا می کنم فیلم 2012 واقعیت داشته باشه 2 سال دیگه همه دنیا نابود بشه حالشو ببریم !!

نیلوفر

[دست]عزیزم خوشحال شدم برام جواب گذاشتی[ماچ] هورا