مرسدس بنز و موتور گازی

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت


نتیجه اخلاقی
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجای یک مدیر گیر کرده

 

اینو امروز برای برادر زاده مدیرمون خوندم نیشخند بعد از ٢ دقیقه سکسکه اش گرفته و هنوزم خوب نشده خنده

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مارال

[قهقهه]افتخار ندادی خانوم؟

فاطی خاکی

سلام عزیزم...من دوباره مینویسم...بیا پیشم...[ماچ]

ستایش

خیلی باحال بود برای همکارام خوندم بی ذوقها گفتن تکراری بود ولی من خیلی حال کردم.

صدفی

نیلویی خدارو شکر که آخرشو نوشتی آخه کلا ذهنم درگیرش شده بودا!!! خیلی جالب بود! واقعا برای یعضی ها اینطوری هست.. ولی لذت موفقیتی که با زحمت و تلاش خودت به دست میاری هزار هزار برابر بیشتر و دلچسب تره .. حتی اگه با سرعت لاک پشتی باشه نیلو جونم.... خدا با ماست...

امیــــر

این داستان رو خیلی وقت پیش ها خونده بودم اما اینجوری تفسیرش نکرده بودم خیلی تفسیر جالبی بود

ورونیکا

خوب گفتی...[نیشخند] نیلو جونم نگران نباش ایشالا خونه دلخواهتو پیدا می کنی...تو می تونی[قلب] مراقب خودت باش عزیزم...

عسل بانو

هميشه دلم ميخواست يه دختر داشتم و اسمشو ميگذاشتم نيلوفر ... حيف كه نقش بر آب شد اين آرزو . خوشحالم كردي كه به من سر زدي . [ناراحت]

عسل بانو

راستي شما بلدين لوبيا پلو درست كنين ؟ [چشمک]