یک روزه خوبه خدا

سلام

از شکستن کله سحر روکش دندونم که بگذرم امروز یه روزه خوبه انشاله.

امروز ساعت 6 صبح رفتم دکتر.

جواب آزمایش ها رو بردم و در مورد دلپیچه ام صحبت کردم.

جوجو برای اولین بار بود باهام اومده بود مطب دکتر.

دکتر جون آزمایش ها رو دید و کمی استخون های طفلی ام رو فشار داد تا ببینه ورمی چیزی ندارن و گفت همه جیز خوبه 

جوجو هم به عنوان اولین و آخرین کلامی که صحبت کرد گفت آقای دکتر ما مشکلمون یه چیزه. یول

دکتر گفت چی؟ متفکر

گفت ایشون جواب آزمایششون رو میبرن و تکت به تک از توی اینترنت تحلیل میکنن و ما یک هفته عزا داریم توی خونمون.

دکتر هم کلی خندید خنده

و برای دلپیچه ها و بقیه اش هم نصف داروهامو کم کرد

انقده خوشحالم که حد نداره. یعنی روزی 6 تا دونه قرص کمتر بخورم.

بعدشم که امشب میخواهیم بریم خاستگاری.

انشاله که خیر باشه. فردا صبح که سالگرد مادر بزرگ جوجو هستش. انشاله که مامانش رضایت بده و کله سحر بیدارمون نکنه.

همین . فقط اومدم بگم خوشحالم.

انشاله که شما هم روز خوبیو پیش روتون داشته باشین بغل

 

بعداَ نوشت: راستی پیشاپیش عید مبعث رو به همه دوستای گلم تبریک میگم. انشاله عیدی های زیبا و بی نظیری دریافت کنین فردا. و من نیز همینطور نیشخند

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیــــر

از الآن عید مبعث هم برای شما مبارک و پر برکت باشه

امیــــر

این کامنت دونی های پرشین بلاگ چرا سکته می کنه یه کامنت رو بخواد درج کنه .... یادم رفته بود تفاوت اصلی دفتر دارم ها مون رو بگم . الان وسط های پست اضافه کردم

امیــــر

این پرشین بلاگ چرا سکته ناقص می کنه تا یه کامنت منتشر بشه ؟! اصلی ترین تفاوت های دفتر دار هامون رو یادم رفته بود که وسط های پست اضافه کردم

سمانه

خوب خدارو شکر که حالت بهتره و اوضاع بر وفق مراد

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو خدا رو شکر امیدوارم همیشه خوش خبر باشی عید شما هم مبارک [گل]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو خدا رو شکر امیدوارم همیشه خوش خبر باشی عید شما هم مبارک [گل]

کیمیا

سلام گلم[قلب] انشاا.. همیشه خوش باشی. من " اینجا هوابارانیست" "کبرا" هستم[خجالت] امیدوارم یادت مونده باشه وآلزایمر با اون قسمت خاطراتت کاری نکرده باشه[نیشخند] [ماچ]

فلفل بانو

برای دلپیچت تا میتونی چیزای نفاخ نخور مثل لوبیا نخود لپه و اینا توی چاییت عرق نعنا بریز روزی دوبار بخور سره هفته خوب میشی راستیتش منم این مشکل رو داشتم یعنی تو جلسات اداره دوست داشتم پوشه تو دستم رو بکنم تو حلقم انقدر بهم فشار میومد!

مریم و محسن

ایشاالله تعداد قرصا به صفر برسه و همه چیز رو براه بشه عزیزم برای شما هم مبارک