فلاش بک

سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

میخوام حالا که زدم بر طبل بی عاری یه کمی فلاش بک بزنم و مرور خاطرات کنم.01.gif

سال 81 اردیبهشت و روز دومش بود که رسماً کار کردنو شروع کردم. توی شرکت همون مرتیکه کچل. با اینترنت قبلنش آشنا شده بودم. آخه خاله جونم که اون موقع از همه بهم نزدیک تر بود توی یه شرکت که سرور اینترنت بود کار میکرد. اونجا دیده بودم چت میکرد. توی سایت میرفت و .... اما هیچ وقت به جز خوندن جک کاری دیگه توی اینترنت انجام نداده بودم.

خلاصه شروع کارم، دسترسی به انترنت نامحدود و خلوت بودن و در اصل تنها بودن توی شرکت راهی شد که منو کشوند به طرف اینترنت و نهایتاً چت.26.gif

من تا وقتی که رفتم سر کار دختره فوق العاده فوق العاده پاستوریزه ای بودم. تا پایان پیش دانشگاهی چادر سرم میکردم.21.gif حتی یک دونه از موهام هم پیدا نبود21.gif و اصلاً انگار چشمم پسر جماعت رو نمیدید30.gif. به قولی مطلقاً توی این خطا نبودم.

خلاصه توی شرکت کارم شده بود چت کردن. شاید روزی 5-6 ساعت آنلاین بودم. اونم کجاااا توی سایت bedehi قربونش برم. ( فیلترش کردن)

زبون درازی و حاضر جوابی و البته پا ندادن به هیچ پسری انواع و اقسام پسرا رو دورو برم جمع کرده بود. به چه نیتهایی اومدن. وقتی به قول یکیشون با خصلت مردونه من طرف میشدن یا بیخیال میشدن یا منو هم جزو دوستایه پسرشون قبول میکردن.26.gif04.gif26.gif یادمه وقتی اولین دوستم به اسم دراکولا ازم خواست آدرس ایمیلمو بهش بدم تا عکسشو برام ایمل کنه موندم چی بگم. من ایمل نداشتم. من از اینترنت یاد گرفته بودم.  Connect=> www. Bedehi . com è username è passwordè start

 آره. خلاصه مثل همیشه روی صداقتم غلبه کرد و خیلی ریلکس گفتم ندارم. گفت چرا؟ گفتم بلد نیستم درست کنم29.gif. البته ناگفته نماند چون دارایه تایپ فوق العاده سریعی بودم و البته زبون دراز کسی باور نمیکرد مبتدی باشم.14.gif کلی بهم خندید و خودش برام ایملی ساخت و عکسشو برام فرستاد08.gif. تیریپ وسترن و مخصوصاً عکسیو انتخاب کرده بود که بهم نشون بده ایران زندگی نمیکنه.22.gif هم از قیافش و هم کارش خوشم نیومد.28.gif این بود که پی ام رو بیخیال شدم و جلوی اسمم یه NOoO PpMm خوشگل تایپ کردم.05.gif هواداری همچنان ادامه داشت. دوستایه جورواجوری پیدا کرده بودم. به محض وارد شدنم مثل لوطیایه سر کوچه سلام علیک میکردیمو 22.gifگاهی شیطونی. ملتو میذاشتیم سر کار و آی میخندیدیم.08.gif منم هرروز که میخواستم با خالم برم خونه شماره هایی که گرفته بودمو مثل غنیمت جنگی برمیداشتم میبردم به خالم نشون میدادم که بدونه وارد شدم بعدشم کلی هررر و کررر و بعدشم از توی پنجره ماشین شوت میشدن توی خیابون. بعضیا خیلی اصرار میکردن بیرون ببینمشون. اونموقع محل کارم هفت تیر بود. اولش خیلی مقاومت کردم اما بعدش دیدم هم فاله وهم تماشا. شروع کردم به قرار گذاشتن. اما راستش از اون دخترایه نامرد بودم.از دور اگه میدیدم خوشم نمیاد با خاله جونم کلی میخندیدیمو میرفتیم. بعضی ها هم بودن که میدیدمشون و البته چون قصد دوستی بیرون نداشتم اصرارهاشون برای ادامه بی نتیجه میموند و اونایی که کلید میشدن میگفتم باشه و وقتی دیگه زنگ نمیزدم میومدن توی روم و تا میتونستن فحش میدادن15.gif15.gif. منم پررو تر از این حرفا.32.gif

خوب چون از راه میخوام برم با مامان جون هام (مامان خودم و مامان جوجو) بازار باید بلند شم و آماده شم. بقیه اش باشه برای بعد. امروزم که دیگه ترکوندم وبلاگو.

فعلاً

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ها د ی

سلا م نيل.فر خانم خوبی انشاالله من اپم يک سر بزن منتظرم خوشحالم کن فعلا بابای

سارا اين جين کوک

من خيلی خيلی کمتر اين ماجراها رو با تلفن داشتم. خيلی سال پيش من چقده پيرماااا! راجع به اين جنگولک بازی تو نوشتن و لينک و اين چيزا اگه خواستی بگو کمکت کنم

دریا

وای مادر تو چه سرعت بالايی داری ها. خوشم مياد. عجب سرتقی بودی تو. من ميدونم بقيه اش رو . يه بار گفتی که به جوجو ميخوام بگم من همون دختر حاضر جواب تو چتم. منم که بااااااااهوش!!!! خوب کردی سر کار گذاشتيشون . يه کف مرتی برات زدم. چيزای خوشگل خوشگل بخری از بازااار عسيسم.

ستاره

سلام.امروز اینقدر حالم گرفته بود که به جای اینکه بشینم دو کلمه آمار بخونم که نیوفتم باز اومدم اینجا و دیدم نامرد حتی آفم نزده.با اینکه میزدم جواب نمیدادم ولی دلم شکست.اشکم در اومد.همیشه با خوندن آرومتر میشم اینجا رو نمیدونم از کجا پیدا کردم ولی همش رو خوندنم چقدر احساس کردم مثل خودم هستید.وقتی از دلتنگی از دست جوجو نوشتید وقتی دلتون گرفته.کاش منم میرفتم سر کار حداقل توی خونه نبودم فکر نمیکردم .ای کاش بتونم بعد از امتحانام برای تابستون یه کار موقتم که شده پیدا کنم تا توی خونه نباشم.ببخشید اینهمه حرف زدم دلم خیلی پره.بات اجازتون همین روزا لینکتون رو اضافه میکنم.ای کاش همه ی این جوجوها میفهمیدن ما زنیم نه مرد و مثل مردا با ما برخورد نمیکردن.ای کاش میفهمیدن همه ی آرزوهامون را دادین دستشون ای کاش راستی با جوجو توی چت آشنا شديد؟خوشحال ميشم پست امروزاتو رو ادامه بديد

گلسا

اخی چه بامزه کلی شيطون بودی ها خانومی چه طور مردم رو سرکاری می ذاشتی کلک

سارا اين جين کوک

دونه دونه پاک می کنی پستهاتو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب بگو ببينم: توی صفحه HTML تایپ کردی؟ به جای آدرس٬ آدرس اينترنتی لينک مورد نظرتو گذاشتي؟ به جای اسم٬ اسمی که ميخوای تو پستت بياد رو تایپ کردی؟ بعد از اينکه همه اين کارا رو انجام دادی دوباره اون آيکن HTML رو فشار دادی که همه چی برگرده تو صفحه معمولی؟ اگه همه اين کارا رو کردی آدرس منو تو مسنجر اد کن باهم بچتيم ببينم گير کارت کجاست! اصلا هم خجالت نداره عزيزکم بوسسسسسسسسسس

سارا اين جين کوک

يه مثال بزنم روشن شی. تو صفحه اصلی پست می نويسم: من اين خبرو اينجا خوندم ميرم تو صفحه HTML و اينو می بينم: <P dir=rtl>من اين خبرو اينجا خوندم</P> بعدش تو همین صفحه HTML اون تگ رو وسط جمله بعد از کلمه "خبرو" می نویسم. بعدش به جای name توی اون تگ کلمه "اینجا" رو می نویسم و به جای URL هم آدرس جایی که می خوام لینک بدم.... بعدش روی پیش نمایش و یا پست مطلب!

ali

چه طوری؟ پس کلی شر بودی و صبح تا شب ولو تو چت رومها. يه کم بهم ريختم دوباره واسه همين بود که ننوشتم

بفرما

خاطرات جالبی داری نیلوفر خانوم ولی چون طولانیه هر دفعه یک قسمتش رو می‌خونم؛ فعلا فلش بک يکت رو خوند. می‌گم اين شيطونياتو واسه جوجو هم تعريف می‌کنی يا نه؟