آنجلینا جولی با خال گوشتی

سلام

خوبین؟؟

نه بابا خوابین.. ساعت 30/7 هست آخه. البته شاغل ها الان دیگه بیدارن.

خوب اشکال نداره وقتی بیدار شدین افاضاتم رو بخونین.

دوربینم رو آوردم که عکس ها رو بذارم.

انشاله اگر خدا قسمت کنه امروز. البته با رمز میذارم.

اما حال گیری اساس تصادف پسر عمه 20 ساله عروسمون 2 روز بعد عروسی و فوتش بود.

طفلی حسین و مهسا از 2 روز بعد عروسیشون همش توی مراسم عزا هستن.

طفلی تر مامانم که با اون همه خستگی فردا شب روز پاتختی رفت عروسی دختر دختر عموم و 2 شب بعدشم عروسی اون یکی دختر دختر عموم. دومیه مصیبت تر بود چون باید میرفت شهرستان.

دیروز عصر که باهاش حرف میزدم میگفت دیشب که از عروسی اومدم خوابیدم تا الان..

آمار وحشتناکیه برای مامان من.

.

.

مبگم آنجلینا جولی رو با یه خال گوشتی گنده روی نوک دماغش میتونین تصور کنین؟؟

اون جوجوه. عیب های عجیب و غریبی داره که بدجوری حسن هاش رو میپوشونه.

این عیب هاش هم هر چند ماه یکبار رخ نمایان میکنه.

یه کارهایی ازش میبینم که شاخ در میارم.

دیروز باز چیزی ازش دیدم که چشمام زده بود بیرون.

بماند که چی هست و چی شد. خودم خجالت میکشم بگم چیکار کرده.

خودش البته ظاهراَ براش امر عادییه و شاید کار همیشه اش بوده که انتظار داشت من با یه عذر خواهی ساده کارش رو ببخشم.

اونم بعد از کشفیاتم توی 2 هفته قبل...

از دستش خسته شدم.

مامانم اینا که اومدن شاید چند روزی برم خونه اونا. هیچ دلم نمیخواد قیافه نحسش رو ببینم.

اوضاع شرکت هم خوب قمر در عقربه. رئیس باز داره روی سگم رو بالا میاره.

هرچی میخوام صبوری کنم تا حداقل آذر ماه بشه فکر کنم آخرش نشه.

خلاصه که هر دم از این باغ بری میرسد...

در مورد رمز هم، با دوستایی که همراه هر روزم هستن که خوب خودم رمز میذارم.

سایرین که که توی لیست هستن و سالی یکبار پیغام میذارن ، برام پیغام بذارین تا بهتون رمز بدم. البته رمز تا یک هفته مهلت داره.

همین دیگه. پنجشنبه جمعه مون هم بسی مزخرف گذشت.

البته تنها کار مثبت رو دیروز عصر با رضا انجام دادم و رفتم برای اتولم ضبط خریدم.

فقط مونده لچکی پشت ماشین که گفته 2 روز دیگه بیارش.

1 ساله دارم التماس میکنم بابا بیائین بریم من ضبط بخرم، هیشکی با من نیومده... دیروز داداش جوجو تا اومده دیده میگه اووووه گرون خریدی..

میگه ااا چقدر؟؟ میگه 20 تومن. گفتم فدای سرم. اگه میدونستم منتظر شما شدن فقط قیمتش 20 تومنه خودم رو یکسال اسکل شما نمیکردم.

.

.

جوجو نوشت: فکر کنم خودت هم الان بدونی چقدر آدم مزخرف و بی خاصیتی هستی.

فکر نمیکردم آرشیو خصوصیاتت مزخرفت با این مورد تکمیل بشه.

خیلی نا امیدم کردی... من دلم آرامش خونه خودم رو میخواد. کاش تو میرفتی چند روزی گورت رو گم میکردی که من مجبور نشم از خونه ام برم.

 

چقدر این بیت رو دوست دارم...

نعمت روی زمین قسمت پررویان است

خون دل میخورد آنکس که حیائی دارد

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطی خاکی

[بغل][ماچ]

بانو

ای بابا این جوجو شما چرا اینقدر حرصت می ده... حال عروس و داماد چطوره؟؟.. خدا رحمتش کنه.. چقدر هم جوون بوده...

لیندا

خداروشکر که به خوبی تموم شده عروسی حسین ای بابا این جوجو هم که فقط بلده حرص بده نمیتونم تصور کنم اصلا چقد کارش بد بوده ک تو رو انقد ناراحتت کرده

مریسام

خسته نباشی خواهر شوهر انشاالله خوشبخت بشوند. خدا رحمت کنه پسر عمه عرستون رو به من رمز نمیدی؟؟؟

فرام

تو هم وقتی عصبانی میشی جوجو بیچاره نباید جلو دستت باشه نیلو جون[زبان]

ستایش

سلام عزیزم.باورکن همیشه وبلاگت رو می خوندم ولی متاسفانه نمی تونستم برات پیغام بزار.من همیشه به یادتم و دوستت دارم.حالا رمز به ما هم نمی دی؟[گریه]

سمانه

جیجرم به من رمزتو ندادیا.میشه......

سمانه

خدا نکنه آبجی جونم از دست شوورش ناراحن باشه منم حالم زیاد خوب نیس.ولی صبر باید.

شیما

هوم؟؟؟؟...من الان چی میگم این وسط آخه؟.... زن و شوهر دعوا کنن دیگه بقیه اشم بماند!..... اما خوب فقط بگم که توی زندگی هیچ چیز به اون اندازه ای که فکر میکنیم بزرگ و غیر قابل تحمل و فرا طاقت نیست و اگر ما همچین فکری کنیم دقیقا داریم اشتباه می کنیم.... حالا نمیدونم چرا من اینو گفتم فقط گفتم دیگه[نیشخند] شوما جدی نگیر

منتظر

نعمت روی زمین قسمت پررویان است خون دل میخورد آنکس که حیائی دارد