دنیای این روزهای من

سلام

صبح زیبای شنبه تون بخیر..

انشاله که تعطیلی خوبی رو پشت سر گذاشته باشین.

من که پنجشنبه صبح رفتم بیمارستان و هیچی به هیچی.

پرسنل خدوم آزمایشگاه یادشون رفته بود دکتر خون من رو روی لام خواسته و برداشته بودن برای خودشون یکسری چیزهای دیگه رو جواب دادن.

دکتر هم زحمت کشید و گفت برو دوباره آزمایش بده و بیا.

این که از این و معلوم نشد مرضم چیه.

عصرش هم رفتیم خونه بابا بزرگم. خاله های مامانم اومده بودن خونشون. اونا رو هم با خودمون بردیم خونه بابا بزرگ. شبش چون میخواستیم مامان بزرگم رو هم با خودمون بیاریم توی ماشین خودمون جا کم اومد و در نتیجه من تبعید شدم به ماشین دائیم.

دائیم و خانومش و دختر کوچولوشون هم از شمال اومده بودن که شب رو خونه ما موندن و شب این بچه انقدر ونگ زد که من با سردرد بیدار شدم.

بعدم با مامانم و خاله هاش رفتیم بازار که خاله مامانم همون اول بازار گم شد. تا ظهر که برگردیم وقت من به گشتن دنبال اوشون گذشت.

بعدم دیگه نهارمون رو از خونه مامان اینا گرفتم و رفتم خونمون با جوجو خوردیم و خوابیدیم تا عصر. عصر بیدار شدیم کمی فیلم دیدیم. شبش باز مامانم زنگ زد که شام بیا.. گفتم سردرد دارم. باز مامان شام داد برام آوردن و ما نیز شام خوردیم و فیلم ورود آقایان ممنوع رو دیدیم و رفتیم لالا.

که من به خاطر خواب بعد ظهر تا 2-3 خوابم نبرد و نتیجه باز سردرد الانه.

دیگه نمیتونم تایپ کنم. ببخشید چشمام باز نمیشه.

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ورونیکا

واییییییییی... دوباره آزمایش خوووووون؟.... ماااااامااان....[گریه]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو انشاا... چیزی نیست نگران نباش [چشمک][گل]

رئیس بزرگ

سلام نیلو بانو انشاا... چیزی نیست نگران نباش [چشمک][گل]

هانابانو

ای بابا شما هم سردرد داری منم همینطور البته امروز بهترم علتش آلودگی نیست؟

امیــــر

خدا غرغر های منو از عالم و آدم نگیره ... که چه دل نشینه ! [نیشخند]

باد صبا

سلام چه وبلاگ قدیمی ای دارید. شما جزو پیش کسوت ها هستین توی وبلاگ نویسی ها [گل]

نرگس

نگران نباش منم دارم ولی از مسائل خونی سر سری نگذر به دکترت هم بگو چون لوپوس شوخی بردار نیست ازمایشش رو بده امیدوارم که نباشه همینطوری گفتم چون من خودم با شنیدن این خبر واسه خودم شوک شدم امیدوارم همه مریضا زود خوب شن و تو هم اصلا مشکلی نداشته باشی

فرام

من جز اصحاب کهفم.میدونی که؟[نیشخند] امیدوارم زودتر خوب بشی دوستم.اینقدر از خودت کار نکش و حرص نخور.خیلی سردرد می گیری!

شیما

یعنی بی حوصلگی و غر غر کردن و بهونه گیری می بااااارید از این پستت هااااا....فقط مشکل اینجاست که نمیتونم بهت ایراد بگیرم چون خودمم هر وقت خوابم بد بشه یا هی بپرم سر درد میگیرم و بد اخلاق میشم و دیگه کلاَ بهتره تصور نکنی چی میشم[نیشخند] حالا دوباره آزمایش دادی دیگه؟

ساناز

[ناراحت]آخی هیچی بدتر از بیدار شدن از خواب با سردرد نیست